پیـــــچـکـــــ مــــی شوم...

عکسهای احساسی از دختران.jpg (500×500)

پیـــــچـکـــــ مــــی شوم ، وحــشــــــــــــــــــــــی !!

مــــــــی پیــــــــــــــچم بـه پـــر و پـای ثانیه هـایـت ،،

تـا حتــــی نتــــوانــــــــی آنــــــــــــــــــــــــــــــــی !!

… بـــــــــی “مـــن” ” بـــــودنـــــــــــــ” را

زنــدگــــی کنـی !!ّّّّّّّّّّّّ

اما با تو ...

 عكس هاي بوسه های عاشقانه مرداد 92

بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با نخ اسیر زمین اند !

من اما با تو …

با آغوش گرمت …

با تمام بوسه هایت …

روی همین زمین به اوج میرسم

بچــــه که بودم ...

بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد

بـــــــزرگ شدم

دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم

و یــــاد گرفتــــم

نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد

هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر

نیششـــان ســـــمی تــــر !

همه گفتند:

عکس های عاشقانه دختر تنها

همه گفتند:

بخشش از بزرگان است،

من بخشیدم و هیچ کس نگفت

چقدر بزرگ شدى

همه گفتند:

بلد نبودى حقت را بگیرى …!

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!

تصاویر دختر تنها,دختر تنها

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..

یـــک لبـــــخـنـــد ...

بــه بــازی میـــــگیــــری ..!

مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند ســــاده ام ..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ...

همیـــــــــن!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!!

مغرور و خود شیفتـــــه نیستم…

1 (9)

مغرور و خود شیفتـــــه نیستم

ولی یاد گرفتم که تو زندگیـــــــــــم….

منت احدی رو نکشـــــم

خداحافظ تو فرهنگ لغت من جوابـــــش فقط یه کلمه است..!

به ســــــــــلامـــــــت
.

از این به بعد ...

عکس های جذاب عاشقانه-aks sheghane

از این به بعد هر کی بهت گفت دوست دارم


برو بغلش کن…..
تو چشماش نگاه کن…..
آروم سرتو بذار رو شونه ش….
و یواش در گوشش بگو:

 خب بسه دیگه خیلی خندیدیم

حسرت یعنی ...

عکس های عاشقانه دختر و پسر

حسرت یعنی

رو به رویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را آن دستمال خشک و


بی احساس پاک کند.


حسرت یعنی


شانه هایت دوش به دوشم باشد اما نتوانم از دلتنگی به آن پناه ببرم.


حسرت یعنی


تو که در عین بودنت داشتنت را آرزو میکنم...........!!

هر روز عاشقت می شوم....


بـه هــر کسـی کـه مـی رسـد می گـویــد

آدم فـقـــط یـکـبــــــــآر عـآشـق مـی شــود !


دروغ استــــــــ . . .. تـــــ ـ ـ♥ـ ـ ـــــو ..


بـآور نـکـــن . .


مـثـــــــلا خــود مـن ،


هــــــــر روز ، دوبــــــآره ، عـآشقتــــــــــ مـی شــوم . .

وقتی آغوشت را به رویم باز میکنی....



وقتی آغوشت را به روی
آرزوهایم

 

 باز می کنی


آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم

 

که جز آرامش آغوشت

 

تمام آرزوهای خواستنی دیگر

 

را از یاد می برم…

کــــــاشــــ

آغوش

کــــــاشــــ

کــــــاشــــ

از بـیـن ایـن هـمـهـ آدم هــایـی کـهـ

... " پـیــشـم " هـسـتـند

یـکـی

" پـــشـــتــــــم " بـود ...!

همین که صدایم می کنی.....

www.ebhamlinks.com | عکسهای عاشقانه و رمانتیک جذاب

همین که صدایم می‌کنی

همه چیز این جهان یادم می‌رود

یادم می‌رود که جهان روی شانه‌ی من قرار دارد

یادم می‌رود سر جایم بایستم

پابه‌پا می‌شوم

زمین می‌لرزد…

می خواهم شاد باشم!

عکس دختر   زیبا   خوشگل   رمانتیک   تنها

می خواهم شاد باشم!

نه یک روز

بلکه هزاران سال..

می خواهم آواز شاد بودنم

چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند

آنان که سر غمگین کردنم شرط بسته اند!

دلی که بردی...

دلی که بردی...

نگاهی که دزدیدی..

احساسی که پژمردی...

صدایی که شبها با آن آرام میگرفتی...

نان و نمکی که خوردی...

حتی نمکدانی که شکستی...

همه شان حلالت باد..

جز لرزش دلم در اولین نگاهت.. حرامت باد آن لحظه...  

همیشه باید کسی باشد


همیشه باید کسی باشد

تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد

باید کسی باشد … …

که وقتی صدایت لرزید بفهمد

که اگر سکوت کردی، بفهمد …

کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد

کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد

به توجهش احتیاج داری

بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری

بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است

بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران

برایِ بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است

همیشه باید کسی باشد همیشه…!

وقتی!

وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهند

وقتی بودن ها طعم نیاز دارند

وقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشود

وقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشود

وقتی غریزه احساس را پوشش میدهد

وقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشود

دیگر نمی خواهمت

نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . .

زن که بـاشـے …

زن که بـاشـے …

عـاشـق شـوے “چـشـم سـفـیـد” خـطـابـَت مـے کـنـنـد !

راسـت مـے گـویـنـد . .

چـشـمـانـَم سـفـیـد شـد بـه جـاده هـایـے کـه..

“تـو” ..

مـُسـافـر هـیـچـکـدام نـبـودے

من بی تو.....

   

   

من

 

بی تو

 

در غریب ترین شهر عالمم...

 


بی من

 

تو در کجای جهانی

 

که نیستی؟!...

 ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ

  ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ

ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ

ﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎ

ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ

ﺭﻭﺯﻫﺎ …

ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽ

ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ

ﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖ

ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭُ

ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺲ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ

.

هـــی کـــافـــه چـــی!




هـــی کـــافـــه چـــی!

دستـــور بــده سیـــگــار بیـاورنــد

 مشـــروب و پاســور هـــم و

 مـــردهـای هــرز را دور میــز مــن جمـع کــن!

بگــو بنــوازنــد…

شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!

آتش زدن به یک “سرنوشت”

آتش زدن به یک “سرنوشت”

کبریت نمی خواهد که !!

“پـــا” می خواهد …

که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …

و …

            بـــــــــروی .. !!             

هیچکس با من نیست !…

هیچکس با من نیست !…

مانده ام تا به چه اندیشه کنم…

مانده ام در قفس تنهایی…

در قفس میخوانم…

چه غریبانه شبی ست…

شب تنهایی من!…

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم

هرکس که می آیدمسافر است

میشکند هم نمازش را هم دلم را ...

و میرود ...

دیگر به خاک کفش این غریبه ها عادت کرده ام 

من دلم می خواهد

من دلم می خواهد

 ساعتی غرق درونم باشم!!

 عاری از عاطفه ها

 تهی از موج و سراب

 دورتر از رفقا…

 خالی از هرچه فراق!!

من نه عاشق هستم ؛

 و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من دلم تنگ خودم گشته و بس…!


میگویند یک روزی هست ..

میگویند یک روزی هست ..

 که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...

 و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!

 فقط نمیدانم ....

 تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!

خيالت

مرا با خيالت تنها نگذار

خيالت اصلاً به تو نرفته

مهربان نيست

آزارم ميدهد..!!

دلم خودت را ميخواهد...

میفمهی!!!خودت را...


باران ببار …

باران ببار …

بگذار اشک هایم غریب نباشند...

پشت پنجره نشسته ام و میباری …

ناودانی چشمانم سرازیر شده است!

مـُــتنفـّرґ

مـُــتنفـّرґ از انسآטּ هایـﮯ ڪﮧ בیوآر بـُلنـבَت را مـﮯبیننـב ،

ولـﮯ بـﮧ בُنبـآل هـَمآטּ آجـُر لق בیوآرت هـَستنـב که :

تو را فرو بریزنـב

تا تو را انڪآر ڪُننـב

        و از رویـَت رב شونـב...       

    

بازی


   

بازی قشنگی بود ...

اما ما قشنگ بازی نکردیم ....

قبول کن که هردو باختیم ....

من که "همه" را به تو فروختم ...

و تو که مرا به "هیـــــــــــــــــــچ "فروختی...

خیلی ها

خیلی ها مترسک رو دوست ندارن

چون

پرنده ها رو میترسونه.

اما

من دوستش دارم

چون

تنهایی رو درک میکنه..